-
پر از دل
دوشنبه 17 آذرماه سال 1382 10:20
اگر دل دلبری، دلبر کدامی؟ وگر دلبر دلی، دل را چه نامی؟ دل و دلبر به هم آمیته وینم ندانم دل کی و دلبر کدامی خیلی از باباطاهر خوشم می آید، این یکی رو دیگه کولاک کرده: به آهی گنبد خضرا بسوجم فلک را جمله سر تا پا بسوجم بسوجم، ار نه کارم را بساجی چه فرمایی؟ بساجی یا بسوجم؟ با همه بله، با خدا هم بله؟
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 آذرماه سال 1382 15:50
خیلی خوب شد که میتونم انتخاب کنیم در صفحه اول اسم وبلاگ نشون داده بشه یا نه. حالا دیگه این همونی شد که می خواستم. یه دفتر خاطرات الکترونیکی برای خودم.هووووووووووووووووووررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااا.
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1382 21:39
نیست همه کارهامون رو قانونه، فقط همین یکی مونده بود!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 شهریورماه سال 1382 19:42
مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 شهریورماه سال 1382 17:53
همسرم دوستی داره به اسم سعید که حدود دو سال پیش برای ادامه تحصیل به کانادا رفت. این آقا سعید اینا شما لی اند و شمالی ها هم که همه خوب و مهربون. وقتی سعید ایران بود یک بار من و همسرم رفتیم خونه شون و حسابی هم شرمنده پذیرایی مامان و بابای سعید شدیم. بعد از رفتن سعید هم ارتباط تلفنی با پدر و مادرش داشتیم . تا اینکه یک...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 شهریورماه سال 1382 10:11
امروز یه دختر گلی کنکور قبول شده که خیلی براش خوشحالم. بهش تبریک می گویم و امیدوارم که همیشه موفق باشه. راستی دانشگاه تهران قبول شدن خیلی کلاس داره ! نه؟ ***************************** اینو دوباره اینجا می گذارم که برای گروه عضو گیری انجام بدم. نبود ! نیست؟ رفتیما !!!؟؟ چند وقت است که می خواهم یک کاری برای خودم و...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 شهریورماه سال 1382 16:50
چند وقت است که بازار عشق و عاشقی توی وبلاگستان خیلی داغ است. توی بعضی از وبلاگها آدم واقعا از آتش عشق می سوزد. خلاصه من هم حسودیم شد و این شعر رو برای عزیزترینم نوشتم.آخه دوره عشق و عاشقی ما اینترنت به این همه گیری نبود که ما بهم میل بزنیم، یا چت کنیم یا وبلاگهای سوزناک بنویسیم، ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 شهریورماه سال 1382 07:40
... اگر به خانهء من آمدی، برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچهء خوشبخت بنگرم ( فروغ )
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 10 شهریورماه سال 1382 19:24
* چند وقت است که می خواهم یک کاری برای خودم و آنهایی که مثل خودم از یک بیماری رنج می برند انجام بدهم . فکر میکنم که یک group و یا یک room در chat yahoo ، شاید هم یک وبلاگ گروهی بتواند به ما کمک کند. پس از آنهایی که بیماری خاصی دارند و درد آزارشان می دهد دعوت می کنم که برای همفکری بیشتر و اینکه چکار می توانیم برای...
-
سلام
جمعه 7 شهریورماه سال 1382 11:44
چند روز است که از سفر برگشته ام ولی چون حالم خوب نبود نمی توانستم، بنویسم . اگر مثل من ویروس کش درست و حسابی ندارید می توانید از این آدرس کامپیوترتان را online scan کنید: http://www.trendmicro.com http://housecall.trendmicro.com/
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مردادماه سال 1382 10:38
دارم میرم سفر .اگه تا حالا نرفتید اینجا یک سری بهش بزنید. http://www.nedstatbasic.net قسمت Catalogue خیلی جالبه. تا بعد.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 مردادماه سال 1382 10:16
یه سایت جالب پیدا کردم که اسم را تجزیه و تحلیل می کند، آدرسش اینه: http://www.kabalarians.com/index.htm تحلیل اسم من به شرح زیر است: The name of Parisa gives you the desire to meet and mix socially and to create congenial circumstances for everyone. However, all too often, you express yourself in a matter-of-fact or...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 مردادماه سال 1382 11:34
دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند، رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد، و هر دانه برفی به اشکی نریخته میماند. سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات نا کرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده. در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من. ( احمد شاملو )
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 15 مردادماه سال 1382 13:08
خیلی مامانیند، مگه نه ؟
-
VALUE
دوشنبه 13 مردادماه سال 1382 19:26
To realize the value of a sister Ask someone who doesn't have one. To realize the value of ten years: Ask a newly divorced couple. To realize the value of four years: Ask a graduate. To realize the value of one year: Ask a student who has failed a final exam. To realize the value of nine months: Ask a mother who gave...
-
کودک شاد درون
پنجشنبه 9 مردادماه سال 1382 18:46
امروز ظهر که از کلاس برگشتم، حوصله نداشتم گرمم بود و سرم درد می کرد. همسرم هم برای اینکه حال و هوای من عوض شود سر به سرم می گذاشت. بهش گفتم، مثل اینکه کودک شاد درونت خیلی سر حال است. گفت: اینو دیگه از کجا آوردی؟ گفتم نمیدونم ! شاید توی کتابی خوندم، ولی فکر می کنم که درون هر کسی یک بچه شاد هست و یک پیرزن شبیه جادوگرها...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 8 مردادماه سال 1382 08:43
نشستم پای کامپیوتر و خبرهای مختلف را راجع به دانشجویان وروزنامه نگاران میخونم و حرص می خورم، اما به این یکی که رسیدم اشکم سرازیر شد. آخه مگر چکار کردند. مرتضوی خطاب به خانواده یک دانشجو: «به فکر سنگقبر برای فرزندتان باشید»! خدا به خانواده هاشون صبر بده و به خودشون هم روحیه و نیرو .
-
آگهی تبلیغاتی
سهشنبه 7 مردادماه سال 1382 16:59
" خیلی خوب می نویسی موفق باشی ! " این جمله رو توی قسمت نظرات دیگران خیلی از وبلاگ ها می بینیم. یکی هم چند وقت پیش خیلی شاکی شده بود و توی وبلاگش نوشته بود یا درست و حسابی نظر بدید یا اصلا اینم ننویسید. خلاصه با خودم گفتم شاید یکی خسته است، یا با کسی دعواش شده حوصله نداره یا چیزی به ذهنش نرسه اونموقع، اینجوری می نویسه...
-
برای دانشجویان در بند
دوشنبه 6 مردادماه سال 1382 12:12
به گلهای سپید بی نام __ کجا دیده ام، پیش ازین ها شما را ؟ در آفاق افسانه یا خوابی از کوچهء کودکی ها چنین چهره های غریب آشنا را ؟ __ مگر ناگهان رسته اید؟ که این جاده را بارها رفته بودم، و یا من همیشه ز سطح وجودم به سوی شمایان نظر کرده بودم، __ که در عمق خود این چنین زندگانید و تنهایی روح را در سلوک شمایان رهی نیست که...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 27 تیرماه سال 1382 15:14
نکته آخر اینکه یادتون نره که: بعد از هر انقلاب 50 سال بعد رو نسل سوخته و بعد از هر جنگ هم 30 سال بعد رو نسل سوخته میگن. خصوصیات این دو نسل متفاوته و تقریباً غیر قابل امتزاج . حالا بیا و ببین .....ما که دوتا رو با هم داشتیم عجب آش شله قلم کاری که نشده اینو تو وبلاگ << ایران سرزمین ما آبادش کنیم >> خوندم ،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 26 تیرماه سال 1382 19:34
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 24 تیرماه سال 1382 17:20
ـــ به کجا چنین شتابان ؟ گون از نسیم پرسید . ـــ دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان ؟ ـــ همه آرزویم ، اما چه کنم که بسته پایم ... ـــ به کجا چنین شتابان ؟ ـــ به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم . ـــ سفرت به خیر ! اما ، تو و دوستی ، خدا را چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی ، به شکوفه ها ، به...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 تیرماه سال 1382 18:52
یه عالمه تایپ کنی بعد هم همش بپره دیگه حوصله برای آدم میمونه !................................. بگذریم ، اینو واسه اونهایی میذارم که گذرشون به اینجا میفته خیلی توی ذوقشون نخوره . http://www.riverart.net/ اگه کسی اومد اینجا و حوصله داشت ، ممنون میشم بگه چطوری میشه از روی هارد عکس بذارم اینجا . با تشکر .
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 10 تیرماه سال 1382 07:00
۱. مرغ کیلوئی ۱۱۲۰ تومان به بازار آمد . آخه اینم شد تیتر اخبار سراسری . مثل اینکه سران حسابی ترسیده اند . چون یکدفعه با هم نرخ خدمات از قبیل آب ، برق ، تلفن و گاز را ارزان کرده اند . از اون طرف بهای بلیط قطار و هواپیما را چند روز پیش کاهش داده بودند توی وبلاگ زیتون هم خوندم که بفکر موسیقی برای جوانها افتاده اند . آیا...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 تیرماه سال 1382 07:13
دیروز بعد از مدتهارفتم استخر . در واقع این دومین باری بود که در عمرم به استخر می رفتم آخه من یه مامان وسواسی دارم که نمی گذاشت ما بریم استخر . مرتب می گفت : بیماریهای پوستی میگیرید ، کچلی میگیرید ، انگل میگیرید و خلاصه ... . ما هم که بچه های خوبی بودیم قبول می کردیم . اما تو این دو ـ سه سالی که ازدواج کردم همسرم مرتب...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1382 09:02
۱. ۵ ۶ درصد مردم آمریکا با حمله نظامی به ایران موافقند. ( حمله به عراق هم از همینجا ها شروع شد. ) من نمی دانم چرا بعضی ها وقتی اینها رو میشنوند خوشحال میشند ، آمریکا به فکر من و شما نیست که اون دنبال منافع خودشه ، آزادی و حقوق بشر کیلویی چنده ؟ خلاصه هم اگه آمریکا حمله کنه وهم اگه انقلاب بشه هر دوش فاجعه است . ۲. یه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 تیرماه سال 1382 18:48
نمی دانم این خط ما امروز چرا اینجوری شده . از صبح تا حالا هم به blogsky وصل نمی شد ، خلاصه حوصله منو سر برد . حالا هم وقتی وصل شده که همسر گرامی به منزل برگشتند. همسرم می داند که من شروع به وبلاگ نوشتن کرده ام اما چون دلم نمی خواهد که این وبلاگ را بخواند او هم کنجکاوی نمی کند. دو سه روزی مسافرت بودم. سر فرصت راجع به...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 خردادماه سال 1382 20:11
تصمیم گرفتم که اینجا بنویسم ، حالا اگر کسی هم گاهی گذارش به اینجا افتاد قدمش سر چشم. دیشب دوباره توی شهر ما شلوغ بوده ، مردم یک اتوبوس را آتش زدند ، اولش که شنیدم ناراحت شدم گفتم بابا اینا یا اموال عمومیه یا مال خود مردمه . ولی بعد که فهمیدم که یکسری از مردم را دستگیر وسوار آن اتوبوس کرده بودند که ببرند ، موضوع فرق...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 خردادماه سال 1382 09:03
ــ پنجره ها بسته اند ، عشق پدیدار نیست دیده بیدار هست ، دولت دیدار نیست ــ یار چو بسیار بود ، دل سر یاری نداشت دل سر یاری گرفت ، لیک دگر یار نیست ــ روی پری وار بود ، آینه اما نبود آینه اکنون که هست ، روی پری وار نیست ــ خیل وفا پیشه گان از بر من رفته اند مانده خریدار من ، آنکه وفادار نیست .... ــ لحظه چو گم شد مجوی ،...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 خردادماه سال 1382 13:43
دوباره کوی دانشگاه شلوغ شده و درگیریها دیشب هم ادامه داشته. یکی نیست بگه فصل امتحانات اینکارا چیه. اینجا که ما هستیم هم یکی از خوابگاهها رو آتش زدند ( حالا آتش زدند یا آتش گرفته رو دقیقا نمیدونم ) امتحانات امروز هم کنسل شده . من شخصا با تظاهرات وشلوغی احیانا انقلاب دوباره مخالفم . اگر تغییری بخواهد ایجاد شود من...